سفارش تبلیغ
صبا
بی بال پریدن..
 
قالب وبلاگ

فلش کوچک موس را به سمت "ارسال یادداشت جدید" میبرم و رویش کلیک میکنم.

بلافاصله صفحه ی سفید یادداشت باز میشود و دستور نوشتن صادر!

به کتابهای روی هم چیده شده ی میزم که  خیره میشوم، فکر خواب به سرم میزند

خوابی که بتواند مرا از تمام فکر های این دنیا آزاد کند..

از فکر امتحان فردا..

فکر پلی کپی های طرح نشده که جلو جلو قولش را به شاگردانم دادم..و..

فکر تو...

تویی که این روزها جای خالیت بیشتر از هر چیزی حس میشود..

حتی نمیدانم که حالت خوبست یا نه...

اما این را بگویم..

که تو با تمام فکرهای من فرق داری..

آنها را میتوانم در عالم خواب فراموش کنم 

اما تو را نمی توانم...

هرشب این تویی که با صورت آفتاب سوخته ات و با آن عینک قهوه ای که چشمانت را درونش به نمایش گذاشته ای

در رویای من ظاهر میشوی..

گاهی با تو تمام مسیر مدرسه  مان را میدوم و گاهی تنها نگاهت میکنم

هر جا که باشم فرقی نمیکند...

چه روی صندلی های مترو...

چه روی تخت کنار پنجره ی اتاقم....تا چشمانم را می بندم ،

شمایل زیبایت در ذهنم مجسم میشود و بعد از آن 

تبسمی روی لبانم میاید که همیشه پایانش مثل ته خیار تلخ است....

روزها 

در تمامی خط های مترو

و در تمامی خیابان های  شهر

تو در کنارم هستی

وشب ها

باز این تویی که رویا هایم را شیرین میکنی!

صفحه دفتر را که میبینم،

دلم می خواهد از تو بنویسم...

صفحه ی مخاطبین گوشی را که باز می کنم،

دلم می خواهد به تو زنگ بزنم..

و تو در تمام لحظات من حل شده ای..

آنقدر که گاهی فاصله ی بینمان را فراموش میکنم....

ساعت 11:45 روز دوشنبه است..

چشمم به صفحه ی سفیدی که یک ساعت پیش برای ارسال یادداشت جدید باز کردم می افتد..

دیگر دنبال عنوان و موضوع نمی گردم...

از تو مینویسم...

از تو.

این تنها کاریست که روزهای نبودنت را

برایم از سخت تر به سخت تبدیل می کند...

.

.

.

.

راستی 

خیلی آهسته و ساده درون گوشت می گویم:

دلم برایت لک زده است.

بدون تو ...

.........................................

 

 

 

 

 

 

 

پ ن:نبودنم را علتی نیست..:)

پ ن:دلتنگی برای دوستان از مهم  ترین اصل های روزگار من است...

پ ن:اعیاد گذشته و آیندتون هم مبارک.

 

 

 

 

 

یاحسین


[ دوشنبه 94/1/31 ] [ 11:44 عصر ] [ نقل و نبات ] [ نظر ]
          

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من بی اسم تو بسمل باران را فراموش خواهم کرد من که نه گرگ پیراهنم را دریده و نه چاه مویه هایم را برملا خواهد کرد..... تنها اینجا هستم تا کمی با تو دردو دل کنم... تویی که این روزها تنها نامت را درشناسنامه ی کوچه ها می نویسند...
امکانات وب
  • صدرا آپ
  • بک لینک
  • دانلود آهنگ جدید